چشم های گربه ای

چشمان چارلی را مسحورکننده دیدم. با نگاهی به من خیره شد که یک تاریخ واقعی پشت سرشان بود. سبیل های بلند و آویزان، کتی نرم و در عین حال پرپشت و کمی مات. من می دانستم که او سابقه دارد اما مطمئن نبودم که چیست. بعداً متوجه شدم که او یک گربه نجات است، سپس حیوان خانگی یک ملوان عجیب و غریب شد. او اخیراً به خانمی داده شد که من با او آشنا شدم. او نمی داند او چند ساله بود … بیش از 15 سال فکر می کند. یک بار به من گفتند چشم ها پنجره روح هستند. این چشم ها را مسحورکننده دیدم. این گربه گذشته ای داشت.

Posted by *polland-girl* on 2008-06-22 18:48:13

Tagged: , cat , eyes